خرید بک لینک
چند سال پیش در یک روزگرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجهرفت. مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحیرا دید که به سوی فرزندش شنا میکند.

برچسب: نویسنده: سلمان تاريخ: يکشنبه 31 ارديبهشت 1391 ساعت: 14:29

صفحه بندی